تبلیغات
عشق من عاشقم باش

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.


خدا را چه دیدی ؟!
شاید دوام آوردم ... 
هر تمام شدنی كه مرگ نیست
گاهی می توان كنارِ یك پنجره ...
منتـــظر ماند....




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/12/15 | ساعت 19 و 37 دقیقه و 09 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

کَـــــر شدم !!!

چقدر نوشته های اینجا بلند گریه می کنند !

انگار تقصیر هم ندارند … !

انگار زیاد منتظر ماندند ، و شاید حدیث بی قراریست و یا …

عاشقانه هایی که نوشتن ندارد…

و من …

هنوز رویا می بافم …



طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/12/15 | ساعت 20 و 23 دقیقه و 04 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

گـاهـى …

دلـت”بـه راه” نیسـت !!

ولـى سـر بـه راهـى …

خـودت را میـزنـى بـه “آن راه” و میـروى …

و همـه ، چـه خـوش بـاورانـه فکـر میکننـد …

کـه تــــو … “روبـراهـى”….!



طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/12/15 | ساعت 20 و 21 دقیقه و 22 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

تــــو مقصـــری؛

اگر مــــن دیگر”مــــن ســابــق”نیستم!

پس؛ مـــن را به “مـــن نـــبودن” محــکوم نکن..

مـــن؛ همـــانم که درگیــــر عشــــقـــش بودی!

یـــادت نمی آیـــد؟!

مــــن همـــــانم؛ حتـــــی اگر این روزها بوی بی تفـــــاوتـــی بدهم


تاریخ : جمعه 1393/12/15 | ساعت 20 و 19 دقیقه و 05 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

چه خوب میشه روزی که بیای منو در آغوش بگیری …

بخوام گله کنم بگی هیس …

دیگه هیچی نگو …

بگی همه کابوس ها تموم شد

 از حالا من و تو تا ابد با همیم تا ابد ..



طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/12/15 | ساعت 20 و 08 دقیقه و 33 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

برایم کــَـف زدند ، در آغوشـَـم گرفتند …

تایید و تشویقــَـم کردند ..

که آخــر فرامــ.ــوشت کــردم …

دیگر تا ابـ.َـد بر لـَـبانم لبخنــدی تــَـصنعـی مهمـان است …

اما بیــن خــودمـان باشــد …

هنــوز تنهــ.ــا عزیزم تــــو هسـتــی



طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/12/15 | ساعت 20 و 04 دقیقه و 10 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

بسلامتی اون لحظه ای که از همه دنیادلت گرفته…

نه کسی رو داری باهاش دردودل کنی…

نه دلت میخواد کسیو ناراحت کنی…

سکوت میکنی وتو دلت میگی: باشه اینم میگذره.



طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/12/15 | ساعت 19 و 58 دقیقه و 35 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

با تمام غــــرور پسرانه ام مینویسم:

گاهی دلـــــم برای صدای دخترانه ات،

"عزیزم" گفتـــــن هایت

تنگــــــ میشود...!!!



طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/12/15 | ساعت 19 و 54 دقیقه و 43 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

مرا ببر
به همان روز
همان ساعت
و همان خیابان
که تو عابر بودی و ُ 
من 
ناشناس.

بار دیگر 
برگرد و نگاهم کن 
این 
آخرین تصویری ست که از خود
به یاد دارم



طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/12/15 | ساعت 19 و 24 دقیقه و 42 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات


هیچ اتفاقی، قرار نیست بیـفتد.


امّا، آدمی اســت دیگر، همیشه منتـــظر می‌مـاند…! 




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : شنبه 1393/08/10 | ساعت 16 و 45 دقیقه و 30 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات


یادت هست چه عاشقانه با هم قدم میزدیم ..

دست در دست ...

دوش به دوش ...

زیر باران...

تو غرق درباران بودی ومن غرق درگیسوان باران زده تو

تو ازلطافت باران میگفتی ومن ازلطافت گیسوان تاب خورده تو

چه محفلی شده بود ...

شب و من و تو وبودیم  و باران و عشق...

 و  زندگی که جاری بود...

امشب دوباره باران می بارد...

باران می بارد و من  قدم میزنم...

اما ، اینبار نه تو هستی  و نه دستانت ..

و من ، دوش به دوش با خاطراتت قدم می زنم...

وقتی که توغرق در زندگی هستی ومن،غرق درخاطرات تو

در شبی بارانی  که فقط من و خاطراتت مانده ایم  

و زندگی که همچنان جاریست ...



طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : شنبه 1393/08/10 | ساعت 16 و 36 دقیقه و 56 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات



الآنِ اِنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَت حیلَتی

ای داغ ابوالفضل شکسته پشتت

بُبرید عدو بهر نگین انگشتت

زآن پیش که شمر بگیرد زتنت

ای خون خدا مرگ برادر کُشتت



تاریخ : شنبه 1393/08/10 | ساعت 16 و 26 دقیقه و 28 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

تمام نیامدنت را خوابیده ام..


 در یک بعد از ظهر پاییزی.


 زیر سایه ی "آلپرازولام ها"..


 و تیک تاک بیهوده ی ساعت..


 که فقط رفتنت را نشان می دهد


 و سیگارها؛


 نماد مسخره ای از تنهایی مدرن..


 من که خوابیده ام..


 حالا تو هر چقدر میخواهی نیا..



طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : شنبه 1393/08/10 | ساعت 16 و 25 دقیقه و 07 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات


 من آماده ام . . ! 


تا دوباره قربانی ِ نگــــاه ِ تــــــــو شوم !


یادت هست . . 


روزهای پاییزی را که به بهاری مبدل می کردیم


 تا زردی رخ هیچ یک از برگ هارا نبینیم ؟ 


حالا چه شد که رخ ِ من زرد شد و تو به زمستانی بدل شدی !




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : چهارشنبه 1393/07/16 | ساعت 22 و 42 دقیقه و 45 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

به دیدارم آمدی

بی آنکه پیامی در میان باشد

یا قلبم در انتظار دیداری نزدیک سر کند

به دیدارم آمدی

حتی سکوت هم در این دیدار کافیست

این دیدار های بیگاه را 

که همچون طعم بوسه های دزدکی تو 

بر خواب مصنوعی چشمان من است را

شاخه گلهای رز دستانمم فراموش نخواهند کرد


تاریخ : چهارشنبه 1393/07/16 | ساعت 22 و 41 دقیقه و 24 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات


خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.

خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...


بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...
خسته شدم بس که تنها دویدم...


اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...

می خواهم با تو گریه کنم ...


خسته شدم بس که...
تنها گریه کردم...


می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...
خسته شدم بس که تنها ایستادم




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/05/24 | ساعت 07 و 39 دقیقه و 01 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

بـــی خَبــری بـی پـــایـــان تــَـریـن خَبــــری استـــ

کـِــه از تــــو مــی رِسـَـد ایــن روزهــــا...




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/05/24 | ساعت 07 و 22 دقیقه و 12 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات


دیگر طاق اسمان من


شده است لبخند ابرگونه ی تو


که نگاهم را نوازش میکند!


اما


این هارا گفتم تا بگویم


 راستش زیادی دور بودی!!!!!


این شب ها


عکست را بنر کرده ام


زیر سقف اتاقم


 تا کمی نزدیک تر باشی


تا لا اقل


روز وشب


خوابیده هم شده است


نگاهت کنم


این هارا گفتم تا بگویم


میبینی


در نبودت


طاق اسمان من


 چه کوتاه شده است؟؟!!!!




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/05/24 | ساعت 06 و 34 دقیقه و 23 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

روزی عاشق شده بودم به تو من یادت هست؟!

و تو این عشق نمودیش علن ، یادت هست؟!

 کارمان عاقبت   امــــــر بــه رسوایـی خورد

روحمان گشت یکی در دو بدن ، یادت هست؟!

زیر بـاران بـه سحر تـا کــه سلامت گــویم

در سر کوچه ی تان پرسه زدن یادت هست؟!

اولین شعــر مــرا بـاز بـه خـاطـــر داری؟!

غـــزل خیس توأم روی چمن یادت هست؟!

چشمهایت همه جا سوی خودش چون خواندم

بوسه بارانی ام ات پر ز دهن یادت هست؟!




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : جمعه 1393/05/24 | ساعت 06 و 23 دقیقه و 09 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگام


آخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوام

دلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواست


آخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست

از تو دلگیرم که نیستی کنارم .. من دارم می‌میرم تو کجایی من باز بی قرارم


میدونی جز تو کسی رو ندارم .. باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : پنجشنبه 1393/05/2 | ساعت 07 و 01 دقیقه و 35 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

همه گویند كه : تو عاشق اویی

گر چه دانم همه كس عاشق اویند

لیك می ترسم ، یارب

نكند راست بگویند ؟

مــَـن بـی تــو

شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛

تـــو بــی مـَـن

چــِـه خــواهــی كــــرد؟

اصـــلا"

یــــادت هَستـــ

كــِــه نیستــَـمــ ...؟




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : پنجشنبه 1393/05/2 | ساعت 06 و 58 دقیقه و 29 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات



مانده ام بر سر دو راهی

دو راهی ای که تو آن را ساختی

مانده ام اینجا...

کدام راه را بروم....؟

یک راه
بی تو رفتن ...

بی تو بودن...

بی تو مردن...

یک راه دیگر
بی تو نرفتن...

با تو بودن...
با تو ماندن...

دلم...

بازهم دلم....

راه دوم را نشانم می دهد

اما با تو چه کنم؟؟؟

تویی که مدتهاست از راه اول گذشتی و رفتی...




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : پنجشنبه 1393/05/2 | ساعت 06 و 47 دقیقه و 38 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

درمانده از این دنیا ، من بی تو و تو تنها



تو گمشده ی صحرا ، من تشنه ی گشتن ها



من خسته ی رفتن ها ، تو قفل همه دَرها



من ریشه ی این خاکم ، تو لحظه ی چیدن ها



بوئیدن و بگذشتن ، از باغ اقاقی ها



از اشک گل لاله ، پیوستن دریا ها



من لحظه ی دیدارم ، تو وقت گذشتن ها



تو زخمه ی هر سازی ، من ناله ی گفتن ها



در ساکت چشمانت ، فریاد شکستن ها



من زائر درگاهت ، تو عُذر رسیدن ها




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : پنجشنبه 1393/05/2 | ساعت 06 و 33 دقیقه و 41 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات

از این راهرو یک نفر رد شده .. که عطرش همونه که تو می‌زنی
برای به زانو در آوردنم .. تو از مرگ حتی جلو میزنی

از این راهرو یک نفر رد شده .. مث وقتایی که تو ناراحتی
نفس میکشم با تمام وجود .. عجب عطر خوبی زده لعنتی


صدات میکنم تا همه بشنون .. جواب صدام غیر پژواک نیست
من اونقد شکستم حس میکنم .. که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست

یه جوری دلم تنگ میشه برات .. محاله بتونی تصور کنی
گمونم نمیتونی حتی خودت .. جای خالیتو تو دلم پر کنی




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : پنجشنبه 1393/05/2 | ساعت 06 و 04 دقیقه و 46 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات


گفته بودی دلتنگی هایم را با قاصدک ها قسمت کنم

تا به گوش تو برسانند....

می گفتی قاصدکها گوش شنوا دارند...

غم هایت را در گوششان زمزمه کن و به باد بسپار ....

من اکنون صاحب دشتی قاصدکم!

اما مگر تو نمی دانستی قاصدکهای خیس از اشک


می میرند؟




طبقه بندی: مطالب عاشقانه، 

تاریخ : دوشنبه 1393/01/4 | ساعت 21 و 07 دقیقه و 09 ثانیه | نویسنده : راغب | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 14 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.